تبلیغات
خاطرات من - چند تا جوک بی حیایی به درخواست دوستان
خاطرات من

- بچه لره رفت پاسگاه گفت دوچرخه ام رو دزدیدن! پلیس گفت به کی شک داری؟ بچه هه گفت به بابام ! پلیس: چرا؟ بچه: چون دیشب هی به مامانم میگفت بشین روش تا علی نیومده

-دختر به دندان پزشک : آقای دکتر من از دندون کشیدن بیشتر از حامله شدن می ترسم !
دکتر : زود تصمیم بگیر می خوام صندلی رو تنظیم کنم !!!

 ترکه رو میفرستن دنبال نخود سیاه پیداش میکنه.

یه سوال برای ما پیش اومده شاید شما جوابش رو بدونید: آیا می دونید حاج زنبور عسل حج عمره رفته بود یا حج تمتع؟

به یه ترکه میگن چرا تو هر وقت میری دستشویی در رو نمی‌بندی؟ میگه نه بابا، می‌خوای من در رو ببندم که تو بیای از سوراخ کلید نگام کنی؟

ترکه شاکی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ ترکه میگه: اصغرِ ان‌چهره! کارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش کنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟ ترکه میگه: اکبرِ ان‌چهره!



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 شهریور 1390 توسط ماریان | نظرات()
laquitashenton.wordpress.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:30 ق.ظ
Wonderful article! We will be linking to this particularly great content on our
site. Keep up the great writing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» موضوعات مورد علاقتون که دوست دارید تو وبلاگم باشه چیه؟






پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :